# شعر_نو

قلبها بی خبر از عاطفه اند

  من گمان میکردم   دوستی...   همچو سروی سرسبز   چهارفصلش همه آراستگی ست   من چه میدانستم   هیبت باد زمستانی هست   من چه میدانستم   سبزه می پژمرد از بی آبی   سبزه ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 18 بازدید

من هنـــــوز ایمان دارم مـــــادرم را خواهم دید...

من هنـــــوز ایمان دارم مـــــادرم را خواهم دید...وقتی تمام دیـــــوارهای بیمارستان تیتر زده اند..."آی... سی...یـو"این فشارها که به خونت می ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 20 بازدید