روزگار کودکی

سال نو باز از راه رسیده و همه جا بوی بهار و سرسبز شدن می دهد لطیفه ایست شگفت این طبیعت پیرامون که در هر پژمردگی و خزانش دیباچه زایش و تازگی نهفته است و نیز در هر بهار و سرسبزی اشارت زمستان و دلمردگی به ودیعت نهاده شده است و این است حکایت زندگی. این روزها به میمنت بهار تلویزیون یادگار دوران کودکیمان (کلاه قرمزی ) را پخش می کندو دوباره کودک می شویم و پای صحبت های بامزه کلاه قرمزی می نشینیم و گاه وقتی آقای مجری شروع به نصیحت کردنمان می کند بجد باورمان می شود که کودکی بازگشته است اما زهی خیال باطل. هیچ چیز در سکون نیست همه در حرکتند همه در تکاپو از جاده عدم به هستی و هستی به عدمند.آری آقای مجری هم دیگر آقای مجری دوران کودکیمان نیست. با خودم فکر می کردم حیف آقای مجری پیر شده اما اندکی بیشتر که نگریستم دیدم که کودکیمان ، سادگی بچگانه مان، اشک ها و لبخندهای بی ریایمان همه و همه چقدر پیر شده اند.

 

دلنوشته: امین نژاد سبهانی

/ 1 نظر / 13 بازدید
اچخیرو

سلام ابربک اللي تعبده هذن هم مطالب حادهن... لیش المواضیع العربیه ما الهن مکان...