شبی غمگین

شبی غمگین شبی بارونی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستییم بود و ندونست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

 

ارسال کننده:مستی

/ 1 نظر / 24 بازدید
شبنم حبیبی نسب

سلام بسیارسپاسگذارم از پست های زیبایی که دراین انجمن گذاشتید,لطفا نام شاعر این اثر را ذکر کنید باتشکر