بازم محرم بازم درد و غم دوباره آمد

بازم محرم بازم درد و غم دوباره آمد

حرف دل من محرم اینه مهدی نیامد

تموم دنیا روی لبشون زخم زبونه

چونکه به دنیا گفتیم آقامون صاحب زمونه

منتظرم من تا که بیایی بدی نشونم

بگی که آقا از این گناهات چشم می پُشونم

غنچه اشکم از دوری تو زده شکوفه

عالم میدونه مهدی زهرا خیلی رئوفه

یوسف زهرا آقا کجایی وای از جدایی

امسال محرم تو مجلس ما آقا میایی

با ناله هایت امشب آقا رو اینجا بکشون

برا دیدنش روضه عمو عباس و بخون

اطفال من از تشنگی عباس دارن میمیرن

پیشم میان و از من سراغ آب و میگیرن

در راه برگشت جلوی اباالفضل و گرفتن

جای سالمی برای عباس باقی نذاشتن

فاطمه آمد بالای سرم وقتی فتادم

عباس صدا زد برادر من برس بدادم

وقتی که حسین دادشو دید در خون نشسته

با رفتن تو کمر حسین دیگه شکسته

شاعر: مجتبی احدی نژاد

ماخذ:http://ahadinejad.ir/?p=330

ارسال کننده:کفا کامدی

/ 1 نظر / 11 بازدید
یاحسین تشنه لب

باسلام.به جابود قالب وبلاگتون رو با فرارسیدن ایام محرم حال و هوای عاشورایی می دادید.اجرتون با اباعبدالله الحسین(ع)