تنهایی

 
 
چوپان قصه ی ما ....... دروغگو  نبود !
او تنها بود و از فرط تنهایی  فریاد گرگ آمد سر میداد  
 افسوس که  کسی تنهاییش  رادرک نکرد و همه در پی گرگ بودند  
دراین میان فقط گرگ فهمید  که چوپان  تنهاست!!!
 
 
ارسال کننده:مریم
/ 1 نظر / 7 بازدید
ایمان آرزه

سلام بزرگوار. از تارنمای زیباتون کوتاه،مختصر و مفید دیدن کردم. با سلیقه اید اما هنوزم میشه بهتر بشید. اگر وقت داشتید و سلیقتون گرفت خوشحال می شم به دست نوشته های این حقیر سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. ضمنا! یادتون نره! تو نظرسنجی ها هم حتما شرکت کنید. عزیز باشید.