انجمن ادبی دانشجویان دانشگاه پیام نور سوسنگرد
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

ریشه ضرب المثل:دری وری می گوید  

  به طور کلی جملات نامفهوم و بی معنی و خارج از موضوع را «دری وری» گویند. این عبارت که در میان عوام بیشتر مصطلح است تا چندی گمان می رفت ریشه ی تاریخی نباید داشته باشد، ولی خوشبختانه ضمن مطالعه ی کتب ادبی و تاریخی ریشه و علت تسمیه ی آن را به دست آورده ام :

   مطالعه و مداقه در تاریخچه ی زبان فارسی نشان می دهد که نژاد ایرانی در عصر و زمانی که با هندی ها می زیست به زبان سنسکریت یا مشابه به آن سخن می گفت. پس از جدا شدن از هندی ها کهن ترین زبانی که از ایرانیان باستان در دست داریم زبان اوستایی است که کتاب اوستا به آن نوشته شده است. زبان پارسی باستان یا فرس قدیم زبان سکنه ی سرزمین پارس بود که در زمان هخامنشیان بدان تکلم می کردند و زبان رسمی پادشاهان این سلسله بوده است.
   حمله ی اسکندر و تسلط یونانیان و مقدونیان بر ایران موجب گردید که زبان پارسی باستان از میان برود و زبان یونانی تا سیصد سال در ایران اوج پیدا کند. در زمان اشکانیان زبان پهلوی اشکانی و در زمان ساسانیان زبان پهلوی ساسانی در ایران رایج شد و به شهادت تاریخ تا سده ی پنجم هجری در مدارس اصفهان اطفال نوآموز را به زبان پهلوی درس می دادند. اکنون نیز از نیشابور به مغرب و شمال غربی و جنوب در هر روستای بزرگ و کوچک، زبان های محلی با لهجه های مخصوص وجود دارد که همه ی این زبان های روستایی لهجه های گوناگون زبان پهلوی است و حتی اهل تحقیق معتقدند که معروف ترین اشعار زبان پهلوی گفته های بند دار رازی و باباطاهر عریان است که لهجه های پهلوی ساسانی در آن کاملا نمایان است ضمنا این نکته ناگفته نماند که واژه ی پهلوی صفتی نسبی و منسوب به پهلو می باشد.
پهلو که تلفظ دیگر آن پَرَتو و پارت است، نام قوم شاهنشاهان اشکانی است و حتی واژه ی پارس نیز صورت دیگری از همان نام می باشد. در منطقه ی خراسان و فرارود (ماوراءالنهر) به زبان محلی خودشان «دری» که شاخه ای از زبان پهلوی بوده است سخن می راندند و زبان دری یکی از سه زبانی بود که در دربار ساسانی رواج داشته است. باید دانست که اشتقاق زبان دری از واژه ی دَر است که به عربی باب گویند یعنی زبانی که در درگاه و دربار پادشاهان بدان سخن می گفتند. زبان دری از نظر تاریخی ادامه ی زبان پهلوی ساسانی یعنی فارسی میانه است که آن نیز ادامه ی فارسی باستانی یعنی زبان رایج روزگار هخامنشیان می باشد.
دانشمند محترم آقای دکتر «جواد مشکور» راجع به تاریخچه ی زبان که چگونه از میان دو رود (بین النهرین) و پایتخت اشکانیان و ساسانیان کوچ کرده سر از خراسان و فرارود درآورده است شرحی مفید و مستوفی دارد که نقل آن خالی از فایده نیست :
«زبان دری یا درباری که زبان لفظ و قلم دربار ساسانیان بود پس از آنکه یزدگرد پسر شهریار فرجامین پادشاه ساسانی ناچار شد بعد از حمله ی عرب پایتخت خود تیسفون را ترک گوید و به سوی مشرق برود همه ی درباریانی که شمار ایشان به چندین هزار تن بالغ می شدند همراه او سفر کردند ... مورخان می نویسند هزار نفر از رامشگران و هزار تن از آشپزان آشپزخانه و نخجیریان همراه او بودند. از این بیان می توان حدس زد که دیگر درباریان که در رکاب شاه بودند چه گروه کثیری را تشکیل می دادند. یزدگرد با چنین دستگاهی به مرو رسید و مرو مرکز زبان دری شد ... این زبان در خراسان رواج یافت و جای لهجه ها و زبان های محلی مانند خوارزمی و سُغدی و هروی را گرفت و حتی از آن ها متاثر گردید.»
قرون متمادی طول کشید تا این زبان به سایر نقاط ایران سرایت کرده مانند امروز زبان رسمی و مصطلح همه ی ایرانیان گردیده است.
عقیده بر این است که چون ایرانیان در خلال پانصد سال - از قرن سوم تا هشتم هجری - زبان دری را به خوبی نمی فهمیدند و غالباً به زبان محلی مکالمه می کردند لذا هر مطلب نامفهوم را که قابل درک نبود به زبان دری تمثیل می کردند و واژه ی مهمل «وری» را به زبان اضافه کرده می گفتند : «دری وری می گوید» یعنی به زبانی صحبت می کند که مهجور و نامفهوم است و ما نمی فهمیم.

منبع: کتاب"فرهنگ امثال و حکم فارس"

 

ارسال کننده: شبنم حبیبی نسب

[ ۱۳٩٠/۸/٢٧ ] [ ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ ] [ امین نژادسبهانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
RSS Feed

ابزار وبلاگنویسان